از همه جا در این جا - نيلوفرآبي 
سلام به همگي خوانندگان محترم وبلاگ بنده !
بعد از يک ماه ( پس از اتمام امتحانات) تصميم گرفتم امروز دوباره وبلاگم را به روز کنم . از اين که در اين مدت به روز نشدم پوزش مي خواهم .
امروز 18 بهمن 1386 است درست 28 سال و 361 روز پيش يعني روز 22/ 11/1357 زماني که من هنوز پا در اين گيتي نگذاشته بودم ، روز وقوع انقلابي بزرگ بود. انقلابي که در آن مردم ايران به حمايت از آيت الله العظمي خميني (ره) برخواستند و با شعار هايي همچون «ما همه سرباز توييم خميني گوش به فرمان توييم خميني» ، « استقلال ، آزادي ، جمهوري اسلامي » حمايت خود را از امام خميني و شعارهاي بزرگشان اعلام داشتند و از طرفي به مخالفت با رژيم طاغوت پهلوي برخواستند و با شعار هايي همچون « مرگ بر شاه » و « مرگ بر بختيار » به مبارزه و مخالفت با رژيم پهلوي برخاستند .
چه روز بزرگي و چه دهه پر جوش و کوششي . دهه فجر ، از 12 بهمن تا 22 بهمن يعني از روز بزرگ ورود امام خميني به ايران تا روز پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي است . در اين مدت کوتاه سرزمين عزيزمان ايران سراسر عشق و محبت بود ، مردم ايران گرچه با از دست دادن برخي از جوانان برومندشان در راه پيروزي انقلاب اندوهگين بودند ولي از طرفي خوشحال نيز بودند ، خوشحال به خاطر اين که زحمات جوانان آزاده ايراني که با راهنمايي هاي امام خميني دست به راهپيمايي و تظاهرات زده بودند نتيجه داد و بالاخره انقلاب شکوهمند اسلامي به پيروزي رسيد .
انقلاب اسامي ايران آن زمستان سر را همچون بهار گرم و با طراوت کرد :
به راستي که درست مي گويند :« گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز ، سرزمين ما ايران لاله زار بود آن روز »
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::دهه فجر مبارک باد ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
سلام ، دوستان خيلي ممنون از اين که در وبلاگ نظراتتون را گفتيد و گفتيد که ديگر به چه چيز هايي مي توان عشق ورزيد . حالا من مطلبم را نوعي ويرايش کردم و از نظراتتون هم در اون استفاده کردم البته مطلب قبلي را هم پاک نکردم.

عشق کلمه اي که شايد هر کس اون را مي شنوه ياد عشق بين دو جنس مخالف مي افته اما اين طور نيست . معني کلمه عشق بسيار زيبا و بزرگ تر از اون چيزي هستش که در زندگي روزمره به کار مي بريم . عشق مي تونه عشق به خدا ، عشق به پيامبر ، عشق به ائمه ، عشق به پدر و مادر و عشق به وطن باشه.
عشق به خدا :
خداي بزرگ و توانا و مهربان آفريننده انسان هست .انسان چگونه مي تونه به آفريدگار خودش ، عشق نورزه ؟!چگونه مي تونه به کسي که اينقدر بزرگ و داناست عشق نورزه ؟! من عاشق خدا هستم. خدا را با تمام وجودم دوستش دارم و تنها خدا را مي پرستم و در مشکلات تنها از او ياري مي طلبم . خدا عشق را در وجود انسان نهاده تا به خوبي از اون استفاده کنه براي عشق ورزيدن به خدا و پيامبر و ائمه و ... نه اين که معناي بلند و زيباي عشق را زير پا بگذاره و از اين کلمه به نوعي سوء استفاده کنه !
عشق به پيامبر :
ما مسلمان ها پيامبرمون حضرت محمد(ص) را به خاطر اين که از جانب خدا اومد و راه خوب بودن را به ما ياد داد از اعماق وجودمون دوستش داريم و به او عشق مي ورزيم . دوستش داريم چون دوستمون داشت که راه خوب زندگي کردن را به ما ياد داد. ما عاشق پيامبر هستيم.
عشق به ائمه :
همه ي ما شيعيان به ائمه عشق مي ورزيم چون آن ها راه پيامبر عزيزمون را در پيش گرفتند و در راه زنده نگه داشتن اسلام و ادامه ياددادن راه درست زندگي کردن به مردم سعي و تلاش نمودند تا آن جايي که به مقام بزرگ شهادت دست يافتند و آخرين امامون امام زمان (عج) نيز غايب شد تا در آينده ظاهر بشه و دنيا را پر از عدل و داد کنه! ما ژگونه مي تونيم به اين بزرگواران عشق نوريزم . ما شيعيان به ائمه معصوم عشق مي ورزيم و آن ها را با تمام وجودمان دوست داريم.
عشق به پدر و مادر :
پدر و مادر اين دو فرشته الهي که از کودکي ما را بزرگ کردند و با مهرباني و صبر زياد درس زندگي را به ما آموختند . چگونه مي تونيم بهشون عشق نورزيم در حالي که خدا عشق ورزيدن و خوب رفتار کردن به آن ها را سفارش کرده و گفته :« وبالوالدين احسانا _ به پدر و مادرتان نيکي کنيد_ » ما به پدر و مادرمان عشق مي ورزيم و آن ها را از ته قلب و با تمام وجود دوستشان داريم.
عشق به وطن :
عشق به وطن زماني براي ما خيلي بيشتر معني پيدا مي کند که دور از آن در غربت زندگي کنيم . مثل خود من ؛ من هنگامي که ايران در وطن عزيزم بود به وطنم همان قدر عشق مي ورزيدم که بقيه عشق مي ورزيدند اما وقتي که از وطن دور شدم ، از کشورم فرسنگ ها دور شدم ، تازه فهميدم معني عشق به وطن چيست . تازه فهميدم که چقدر وطنم ايران ، استانم اصفهان ، شهرستانم لنجان ، وشهرم سده لنجان را دوست دارم؛ تازه فهميدم که چقدر به وطنم و استانم و شهرستان و شهرم عشق مي ورزم .ما ايرانيان به وطن عزيزمان ايران با تمام وجود عشق مي ورزيم.
از اين جا به بعد نظرات شما عزيزان در مورد عشق است :
عشق به معشوق و عشق به پرسپوليس نويسنده :علي آدرس وبلاگ :http://ecom.ParsiBlog.com
عشق به کتاب و همسر نويسنده : سهيل آدرس وبلاگ: http://sial.parsiblog.com
| عشق يعني پذيرش و باور کردن بي قيد وشرط .( موضوع عشق در قلب هر کس متفاوت است ) |
نويسنده : خانه پدري آدرس وبلاگ : http://khaneaipedar.blogsport.com
عشق يعني تا ابد آبي شدن عشق يعني لحظه اي باراني و لحظه اي شفاف و مهتابي شدن عشق يعني لذت يک آرزو عشق يعني يک بلاي ماندگار عشق يعني هديه اي از آسمان عشق يعني يک صفاي سازگار عشق يعني با وجود زندگي دور از آداب مردم زيستن عشق يعني لحظه اي خنديدن و سال ها اشک ندامت ريختن عشق يعني زنگ تکرار نگاه عشق يعني لحظه اي زيبا شدن عشق يعني قطره بودن سوختن عشق يعني راهي دريا شدن هر چه هست اين عشق صد ها قلب صاف با حضورش آبي و بي کينه است عشق يعني سبز بودن تا ابد عشق رنگ نقره آينه است.
عشق به طبيعت و عشقهاي پاک ديگري هر کدام براي خود دنيايي دارد .
نويسنده : ميترا آدرس وبلاگ : http://arezohirangin .parsiblog .com
عاشق باشيد!کليدواژههاي عشق در قرآن نويسنده : قلبي خواهان عشق
آدرس وبلاگ :http://asheqi.ParsiBlog.com
عشق به دوست ، رفيق ، همدم ... عشق پاک و خدايي ... يعني دوستت را دوست داشته باشي و بهش عشق بورزي و جونت براش بدي ... البته دوستي که لياقت دوستي را داشته باشه . دوستي که من يا تو را به سوي خالق هستي هدايت کنه ... نويسنده : علي آدرس وبلاگ : http://sokhanedel.ParsiBlog.com
عشق زمان رو از بين مي بره و زمان عشق رو نويسنده : صادق آدرس وبلاگ: http://azimzadeh2.parsiblog.com
مي توان به انسانيت به صداقت به وجدان و هرآنچه که خداوند کريم آفريده است عشق ورزيد.
نويسنده : صاحبدل آدرس وبلاگ : http://shorideham.parsiblog.com
خوب تموم شد . باز هم منتظر نظراتتون هستم تا ببينم ديگه مي شه به چي عشق ورزيد .

عشق کلمه اي که شايد هر کس اون را مي شنوه ياد عشق بين دو جنس مخالف مي افته اما اين طور نيست . معني کلمه عشق بسيار زيبا و بزرگ تر از اون چيزي هستش که در زندگي روزمره به کار مي بريم . عشق مي تونه عشق به خدا ، عشق به پيامبر ، عشق به ائمه ، عشق به پدر و مادر و عشق به وطن باشه.
عشق به خدا :
خداي بزرگ و توانا و مهربان آفريننده انسان هست .انسان چگونه مي تونه به آفريدگار خودش ، عشق نورزه ؟!چگونه مي تونه به کسي که اينقدر بزرگ و داناست عشق نورزه ؟! من عاشق خدا هستم. خدا را با تمام وجودم دوستش دارم و تنها خدا را مي پرستم و در مشکلات تنها از او ياري مي طلبم . خدا عشق را در وجود انسان نهاده تا به خوبي از اون استفاده کنه براي عشق ورزيدن به خدا و پيامبر و ائمه و ... نه اين که معناي بلند و زيباي عشق را زير پا بگذاره و از اين کلمه به نوعي سوء استفاده کنه !
عشق به پيامبر :
ما مسلمان ها پيامبرمون حضرت محمد(ص) را به خاطر اين که از جانب خدا اومد و راه خوب بودن را به ما ياد داد از اعماق وجودمون دوستش داريم و به او عشق مي ورزيم . دوستش داريم چون دوستمون داشت که راه خوب زندگي کردن را به ما ياد داد. ما عاشق پيامبر هستيم.
عشق به ائمه :
همه ي ما شيعيان به ائمه عشق مي ورزيم چون آن ها راه پيامبر عزيزمون را در پيش گرفتند و در راه زنده نگه داشتن اسلام و ادامه ياددادن راه درست زندگي کردن به مردم سعي و تلاش نمودند تا آن جايي که به مقام بزرگ شهادت دست يافتند و آخرين امامون امام زمان (عج) نيز غايب شد تا در آينده ظاهر بشه و دنيا را پر از عدل و داد کنه! ما ژگونه مي تونيم به اين بزرگواران عشق نوريزم . ما شيعيان به ائمه معصوم عشق مي ورزيم و آن ها را با تمام وجودمان دوست داريم.
عشق به پدر و مادر :
پدر و مادر اين دو فرشته الهي که از کودکي ما را بزرگ کردند و با مهرباني و صبر زياد درس زندگي را به ما آموختند . چگونه مي تونيم بهشون عشق نورزيم در حالي که خدا عشق ورزيدن و خوب رفتار کردن به آن ها را سفارش کرده و گفته :« وبالوالدين احسانا _ به پدر و مادرتان نيکي کنيد_ » ما به پدر و مادرمان عشق مي ورزيم و آن ها را از ته قلب و با تمام وجود دوستشان داريم.
عشق به وطن :
عشق به وطن زماني براي ما خيلي بيشتر معني پيدا مي کند که دور از آن در غربت زندگي کنيم . مثل خود من ؛ من هنگامي که ايران در وطن عزيزم بود به وطنم همان قدر عشق مي ورزيدم که بقيه عشق مي ورزيدند اما وقتي که از وطن دور شدم ، از کشورم فرسنگ ها دور شدم ، تازه فهميدم معني عشق به وطن چيست . تازه فهميدم که چقدر وطنم ايران ، استانم اصفهان ، شهرستانم لنجان ، وشهرم سده لنجان را دوست دارم؛ تازه فهميدم که چقدر به وطنم و استانم و شهرستان و شهرم عشق مي ورزم .ما ايرانيان به وطن عزيزمان ايران با تمام وجود عشق مي ورزيم.
و...
به نظر شما انسان به چه چيزهاي ديگري نيز مي تواند عشق بورزد ؟ منتظر نظراتتون هستم ؛ من بهترين اون ها را انتخاب مي کنم و در وبلاگم مي نويسم البته با نام خودتون.

راه موفقيت اين است که هدفمان را بدانيم، دست به عمل بزنيم، بدانيم که به چه نتايجي دست يافته ايم و قدرت انعطاف و تغيير پذيري داشته باشيم. يعني بدانيم چه مي خواهيم و براي رسيدن به آن وارد عمل شويم و با توجه به موفقيت در رفتارمان ،تغييرات مهم را ايجاد کنيم. در مورد اعتقادات و باورها نيز چنين است. بايد باورهايي را بيابيد که شما را دلگرم کند و به مقصودي که مي خواهيد برساند.
اين هفت باور به ما يادآور مي شود که هر قدر به چيزي معتقد باشيم ، باز هم لازم است که دريچه هاي ذهن خود را به روي عقايد و امکانات ديگر باز بگذاريم و هميشه براي يادگيري مطالب تازه تر آمادگي داشته باشيم.
با پذيرفتن اين هفت باور به موفقيت خواهيد رسيد ولي به ياد داشته باشيد که تنها انجام اين هفت باور و عقيده نيست که باعث موفقيت مي شوند. اما شروع خوبي است.
تمام افراد موفق توانايي عجيبي دارند و در هر موقعيت به امکانات موجود و نتايجي که ممکن است از آن حاصل شود توجه مي کنند و سريع آن وضعيت را در جهت مثبت و به نفع خود به کار مي گيرند. از طرفي اعتقاد دارند اگر به دنبال نتيجه ي مثبت هستند، بايد آن را عملاً انجام دهند.
شکسپير مي گويد: ترديدها به ما خيانت مي کنند. ما را از کوشش برحذر مي دارند و از پيروزي هايي که به احتمال زياد نصيب ما خواهد شد محروم مي سازند.
هرآن چه بشر آموخته از طريق آزمايش و خطا بوده است. بزرگ ترين عامل بازدارنده ي مردم، ترس از شکست است.انسان ها تنها از طريق اشتباه به موفقيت مي رسند.
هر گاه در زندگي، کاري را انجام داده ايم اگر فکر کنيم که تجربه اي به دست آورده ايم بهتر از آن است که فکر کنيم شکست خورده ايم.
يکي از صفات مشترک ميان رهبران بزرگ و افراد موفق اين است که فکر مي کنند دنياي خودشان را خودشان مي سازند. آن ها هميشه مي گويند: مسووليت کاري را که انجام مي دهم ، مي پذيرم.
افراد موفق معتقدند براي اين که چيزي را مورد استفاده قرار دهند لزومي ندارد همه چيز را درباره ي آن بدانند. هميشه توجه دارند که چه اندازه اطلاعات مورد نياز آن هاست و هميشه مي دانند که به چه چيزهايي احتياج ندارند و بايد در وقت خست نشان بدهند و بدانند که به دست آوردن اطلاعات کامل هيچ گاه امکان پذير نخواهد بود.
افرادي که به بهره وري رسيده اند تقريباً بدون استثنا داراي حس قوي احترام و تحسين نسبت به ديگران هستند. هيچ موفقيت پايداري بدون احساس صميميت و يگانگي با مردم به وجود نمي آيد. راه موفقيت تشکيل گروه موفق و همکاري با يکديگر است.
مارک تواين مي گويد: "راز موفقيت آن است که شغل را جزو تفريحات خود قرار دهيد." افراد موفق همين کار را مي کنند. آن ها ديوانه وار کار مي کنند. زيرا کار، آن ها را به شوق مي آورد. در زندگي کار را به بازي تبديل کنيد. (تا به حال بررسي کرده ايد که چرا يک کودک از صبح تا شب بازي مي کند ولي خسته نمي شود)
افراد موفق به نيروي پشتکار ايمان دارند.
افراد موفق مي خواهند به هر قيمتي که شده موفق شوند. البته اين را بايد مد نظر داشت که موفقيت به بهاي لطمه زدن به ديگران نيست.
راستي ببخشيد چند وقته خودم نمي نويسم آخه سرم خيلي شلوغه مطمئن باشيد به زودي خودم مي نويسم.
سازمان بازرسي کل کشور، دوره پيشدانشگاهي در نظام آموزش و پرورش را کماثر و پرهزينه توصيف کرد و پيشنهاد حذف اين دوره، انتقال آن به آموزش عالي و اختصاص هزينههاي آن را به دوره ابتدايي ارائه کرد.
به گزارش روابط عمومي سازمان بازرسي کل کشور، بازرسان و کارشناسان اين سازمان در بررسي عملکرد دوره پيشدانشگاهي آموزش و پرورش به اين نتيجه رسيدند که وزارت علوم، تحقيقات و فناوري به دليل اينکه در برنامهريزي دوره پيشدانشگاهي هيچ نقشي ندارد، دانشآموزان پذيرفتهشده در مراکز آموزش عالي را موظف به گذراندن واحدهايي ميکند که قبلاً آنها را در دوره پيشدانشگاهي گذراندهاند.
همچنين به دليل اينکه برنامههاي درسي پيشدانشگاهي براي يک سال تحصيلي پيشبيني نشده، باعثشده تا اوقات بيکاري دانشآموزان زياد باشد و دوره پيشدانشگاهي به دورهاي براي کسب مهارت در قبولي کنکور تبديل شود.
در اين گزارش به کاهش اعتبار علمي ديپلم متوسطه نظام آموزشي کشور با ايجاد دوره پيشدانشگاهي اشاره شده و آمده است: دانشآموزان رشتههاي نظري 12 سال به صورت عملي تحصيل ميکنند ولي نظام آموزشي کشور 11 ساله محسوب ميشود و دانشآموزان فوق از همسالان خود که در رشتههاي فني حرفهاي تحصيل ميکنند همواره يک سال عقبتر هستند.
جذب دبيران مجرب مقطع متوسطه در دوره پيشدانشگاهي، بسندهکردن دانشآموزان اين دوره به کسب حداقل نمره در هر درس و تغيير آئيننامهها و دستورالعملها در اين دوره باعث شده است تا ضرورت انتقال دوره پيشدانشگاهي به نظام آموزش عالي لازم به نظر آيد.
قسمت اول (رنگ به رنگ تا آرامش)
سبز فيروزه اي بيانگر شفافيت فکر و انديشه است . آبي، چهره اي از واقعيت و پايداري و طبيعت ابدي را به نمايش مي گذارد. هم چنين انديشه ي بلند را القا مي کند و فضا را آرام نگه مي دارد. به طور کلي، دو رنگ آبي و فيروزه اي رنگ هايي معنوي هستند؛ اما قرمز متوسط در زمينه ي نارنجي، بيانگر محيطي است که داراي قدرت دروني است و زير بناي دنياي مادي قرار مي گيرد.
در اتاق نشيمن، طيفي از رنگ هاي خاکستري تيره، سياه و سفيد، در کنار هم فضايي مناسب براي تفکر و سکوت به وجود آورده اند. گل هاي قرمز در کانون توجه قرار رفته، نگاه را به سوي خود جلب مي کنند.
انواع سايه روشن خاکستري، از تيره گرفته تا متوسط، رنگ هايي طبيعي اند و همانند سنگ، استقامت و استواري را بيان مي کنند. به همين دليل رنگ خاکستري تداعي کننده ي آرامش و اطمينان است. براي تأکيد بر اين حس مي توان رنگ دومي را نيز در فضاي يک اتاق وارد کرد. رنگ قرمز، معناي حرکت و قلب و زندگي را در خود نهفته دارد، يا صورتي متوسط که تداعي گر احساس پاکي و بي گناهي است. رنگ بنفش بيانگر دوستي و عشق است و طلايي علامت پايداري.
رنگ بنفش ياسي الهام بخش و باطني است. ترکيب اين رنگ با آبي و اندکي فيروزه اي در پوشش پارچه اي تخت خواب، منظره اي معنوي و مليح به وجود آورده است.
رنگ هايي که پايه ي طبيعي دارند، در کنار هم منظره اي بسيار خوب و دلنشين ايجاد مي کنند؛ مانند بژ و قهوه اي. اين رنگ ها در واقع برگرفته از طبيعت پيرامون اند. رنگ قهوه اي احساس راحتي را منتقل مي کند، به خصوص وقتي در کنار رنگ کرم سايه روشن هاي آن قرار گيرد، آرامش بخشي آن بيش تر مي شود. چنانچه به اين ترکيب، رنگ سفيد هم اضافه کنيم، خيلي جالب خواهد بود. سفيد، ملکوت و عرش را تداعي مي کند و استفاده از مشکي بيانگر سکوت است. اتاقي را تصور کنيد که با دو رنگ سفيد و مشکي تزيين شده باشد؛ در اين صورت، افزودن قدري قرمز، مثلاً چند شاخه گل رز قرمز رنگ، لحظه هايي از تفکر و آرامش را به ارمغان مي آورد. ضمن اين که ترکيب دو رنگ مشکي و سفيد در کنار هم، يک نيروي قوي معنوي را تداعي مي کند.
چنانچه بخواهيد در فضايي آرامش ايجاد کنيد و در ضمن از رنگمايه اي متفاوت استفاده کنيد، مي توانيد ارغواني تيره يا روشن را همراه با طلايي به کار بريد، تا حالت ابديت و پايداري معنوي را بيش تر متجلي کنيد. در اين ميان رنگ سومي را نيز مي توانيد به کار گيريد، مانند سبز که فضا را غني تر مي نمايد. رنگ سبز با زمينه ي تيره هميشه آرامش بخش است. بنابراين افزودن چند گياه سبزبرگ به چنين رنگ بندي اي، زيبايي محيط زندگي شما را به خوبي تکميل مي کند.
ادامه دارد...
منبع : ايران آذين - با تلخيص

مقاله ي اول(دنياي روابط پدرها و پسرها)
بدون شک انديشيدن درباره ي رابطه ي پدرها و پسرها امري است اجتنابناپذير. چرا که فراواني قابل ملاحظه ي ناخوشايندي در روابط ميان پدرها و پسرها، در خانوادههاي مختلف و با تبار اقتصادي و اجتماعي متفاوت، در داخل و خارج کشور، در شهرها و روستاها، بيانگر اين حقيقت است که ميبايد نگاه دوباره ي پدرها به اين مهم معطوف گردد و ايشان آغازگر دوباره ي رابطهاي خوشايند، پايدار و مطلوب با پسران خود باشند. دستکم همانگونه که در محل کار خود با يک همکار جوان در ارتباطند، و يا به همان صورت که با پسر همسايه و يا طلبه ي جواني که درست هم سن و سال پسرشان است، ارتباط متقابل برقرار ميکنند و با متانت و تواضع و زبان خوش و احترامآميز با آنان صحبت ميکنند و به مشورت و رايزني مينشينند، با پسر خود نيز که ويژگيها و نيازهاي عاطفي و رواني مشابه آن پسر همسايه و طلبه ي جوان را دارد، رابطه برقرار کنند و با زبان تکريم، صميمانه و شفيقانه با وي سخن بگويند. ادامه را در اين جا بخوانيد.

1 ) زن ها دوست ندارند ميهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراين به آنها وقت کافي بدهيد تا آماده شوند. آمادگي آنها براي پذيرايي امري حياتي است.
2 ) هر روز از همسر خود سوال کنيد که چه کاري مي توانيد برايش انجام دهيد.ادامه مطلب...
طي چهار ماه گذشته بيش از 90 نفر در اثر مسموميت با قرص برنج به بيمارستان لقمانالدوله حکيم تهران مراجعه و 30 درصد آنان فوت کردهاند.

اين در حالي است که طي سال گذشته حدود 322 نفر دچار مسموميت با اين قرص شده بودند و انتظار ميرفت با تبليغات و اطلاعرساني گستردهاي که در خصوص خطرات اين قرص و جلوگيري از سوء مصرف آن شده بود، شاهد کاهش چشمگير مسموميت با قرص برنج باشيم.
مطابق آمار معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، ميانگين سني مسمومين مراجعه کننده به بيمارستان لقمان 25 سال بوده و حدود 80 درصد بيماران کمتر از 30 سال سن داشتهاند.
بررسيها نشان ميدهد که بين مردان و زنان در استفاده از اين قرص تفاوت چشمگيري وجود نداشته و از نظر ميزان مرگ و مير نيز اختلاف معني داري بين دو جنس ديده نميشود.
دکتر امام هادي، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي در اين باره اظهار داشت: "قرص برنج، قرصي با وزن حدود 3 گرم با بوي سير يا ماهي گنديده است که داراي جذب خوراکي و استنشاقي بالا و فاقد جذب پوستي است."
وي گفت: "حدود يکسال پيش به دنبال مسموميت چهار دختر دانش آموز در اثر مصرف قرص برنج و اضافه شدن قربانيان ديگر به اين مجموعه، جمله غلطي بر زبانها جاري شد که به دنبال خود اتفاق تلخي را رقم زد. اين جمله که سهوا بيان شد اين بود: "قرص برنج همان اکستازي است که به تازگي و با نام جديد قرص برنج به ايران وارد شده است."
به گفته دکتر امام هادي، اين جمله آغازي بود براي افزايش قربانيان ناشي از اين قرص مهلک که با تصور واهي ايجاد لحظاتي توهم زا از آن استفاده ميکردند، اما واقعيت بسيار متفاوت و دردناک بود.

جوش يا آکنه، طيف متنوعي از ضايعات پوستي است که به صورت لکههاي قرمزرنگ يا دانههاي پُررنگ در پوست و يا دانههاي زير پوست شديدتر و همراه با ضايعات چرکي در تنه و اندامها و صورت مشاهده ميشود.
1- چربي سطح پوست: پوستهاي چرب يکي از عوامل ايجاد آکنه يا جوش صورت ميباشند.
2- گروهي از ميکروبهايي که روي پوست زندگي ميکنند.
3- التهابات ايجاد شده روي پوست (در بعضي مواقع)
4- انسداد مجاري غددي زيرپوستي
مهمترين عامل، عوامل زمينهاي هستند و در کنار آنها يکسري عوامل ديگر وجود دارد مانند:
- افزايش چربي زير سطح پوست
- استفاده از کرمهاي آرايشي که چربي زيادي دارند
- کار کردن در محيطهايي که هواي آن محيط زياد گرم ميباشد؛ مانند افرادي که بيشتر در آشپزخانهها و محيطهاي گرم داخل کارخانه کار ميکنند
- مصرف بعضي از داروهاي قلبي
- استفاده از داروهاي کورتوني که به صورت نادرست تجويز شود
- استفاده از استروئيدهاي آنابوليزان (داروهاي افزايش دهنده حجم عضلات) در آقايان ورزشکاران
معمولاً اين جوشها در حوالي سن بلوغ و ميانسالي ديده ميشوند. ممکن است يکسري از آنها خود به خود بهبود يابند و نياز به درمان خاصي نداشته باشند. عوامل ژنتيکي به تنهايي علت مؤثري در ايجاد آکنه نميباشند، ولي عوامل مختلف به نوعي زمينه ساز ايجاد عامل ژنتيک ميتواند باشد.

تشخيص معمولاً بر اساس نماي باليني ميباشد. تنها با مشاهده ميتوان اين ضايعات را از ساير ضايعات پوستي تشخيص داد. جوشها خود را به صورت دانههاي قرمزپوستي، لکههاي سرسفيد پوستي، ضايعات چرکي در صورت و گاها در پشت و اندامها نشان ميدهند.
در اکثر موارد نياز به آزمايشات پاراکلينيک نميباشد. يکسري اختلالات سيستم هورموني ميتوانند با بروز جوش ارتباط داشته باشند. اين بيماريها علاوه بر ايجاد جوش باعث رشد موهاي زايد در بدن يا باعث اختلالاتي در پريود خانمها نيز ميشوند که در اين صورت بررسيهاي پاراکلينيکي و آزمايشگاهي لازم ميباشد. ولي به طور کلي معمولاً در بيشتر موارد نياز به آزمايشات پاراکلينيکي وجود ندارد و فقط زماني که پزشک قصد دارد داروهاي خاصي را تجويز کند، انجام بعضي آزمايشهاي مربوطه را براي بيمار تجويز مي کند.
بهترين روش درمان، آموزش ميباشد. بيماران بايد متوجه باشند که بيماري دوره کوتاهي ندارد و شايد درمان خيلي زود پاسخ ندهد و اگر درمان زود قطع شود باعث عود ضايعات ميگردد. مساله مهم بعدي پس از آموزش صحيح بيمار در استفاده از دارو، تجويز دارو ميباشد که براساس وضعيت بيمار و شدت ضايعات در بيمار انجام ميگيرد. بنابراين بهترين روش درماني، آموزش صحيح درمان اين بيماري و مصرف کامل داروهاي تجويز شده ميباشد.
دکتر رضا محمدرباطي- متخصص بيماريهاي پوست و مو
برگرفته از سايت :http://www.tebyan.net
ضمنا اگر سوالي هست بگيد جوابش را پيداکنم بهتون بگم.
آيا شما فکر ميکنيد افرادي که مذهبيترند يا اخلاق بهتري دارند يا به مسائل معنوي و عرفاني بيشتر توجه دارند، کمتر بيمار ميشوند؟ مثلاً کمتر سکته ميکنند يا اگر سرطان بگيرند، بهتر درمان ميشوند يا اصولاً طول عمرشان بيشتر از بقيه افراد است؟ فکر ميکنيد دعا چگونه ميتواند در بهبود بيماري موثر باشد؟ آيا به رابطه بين توکل، صله رحم، راستگويي، نماز خواندن و آرامش رواني فکر کردهايد؟

اينها همه سؤالاتي است که موضوع بحث صاحبنظران در نشست علمي سلامت و معنويت را تشکيل ميداد؛ نشستي که سيام تيرماه 1386 در سالن اجتماعات پارک نظامي گنجوي در تهران و به همت مرکز تحقيقات فرهنگي شهرداري، برگزار شد.
اين نشست علمي دو بخش داشت، يکي بخش مفاهيم که بيشتر به اصول و تعاريف معنوي و ديني ميپرداخت و دوم بخش بيولوژي که به طور اختصاصي به رابطه سلامت و معنويت و شواهد به دست آمده در اينباره اشاره مي کرد. مهمترين موضوعات طرح شده در اين نشست را مرور ميکنيم.
در بخش اول نشست، دکتر سيد احمد واعظي گفت: "سازمان جهاني بهداشت، از سال 1998، حتي قبل از اين که اهداف سلامتي را براي همه تا سال 2000 بررسي کند، متوجه شده بود که از اين به بعد کارش فقط پيشگيري از بيماريهاي عفوني و حتي بيماريهاي غير واگير نيست. مفاهيمي مثل «ارتقاي سلامت» تنها به نداشتن بيماري اکتفا نميکند؛ بلکه بايد تلاش کرد که فرد از وضعيت فعلي خود يک قدم بهتر و بالاتر رود و اصطلاحاً در مسير بهتر شدن پيش برود و اين همان چيزي است که با اتکا به معنويت قابل دسترسي است. به اين ترتيب سلامت به رفاه کامل از نظر جسمي، رواني، اجتماعي و همچنين معنوي مي گويند."
مفاهيم مورد استفاده در اين بحث شامل دين، معنويت، انسانيت، عرفان و اخلاق بود.
در جستجوي معنويت از ياد رفته
چرا انسان به معنويت توجه نشان داد؟ اين سؤالي بود که سخنران دوم، آقاي عباس رمضاني (دانشجوي دکتراي روانشناسي باليني) صحبتش را با آن شروع کرد. به گفته ايشان، موضوعات زيستمحيطي، افزايش مشکلات اجتماعي مثل طلاق و بيماريهاي رفتاري مانند ايدز باعث شد که بشر توجه تازهاي به انسان معنوي و فلسفي نشان دهد.
موضوع اصلي صحبت او اين بود که چگونه دين و معنويت به ارتقاي بهداشت رواني کمک مي کند.
رمضاني به تحقيقات متعددي اشاره کرد که نشان مي داد چگونه افراد معتقد به باورهاي مذهبي و معنوي، سلامت رواني بالاتري دارند. مثلاً
تحقيقات نشان داده افراد مذهبي بهتر ميتوانند با تنش و استرس مقابله کنند و با شرايط استرسزا کنار بيايند.
همچنين تحقيقات نشان داده اين افراد بهتر ميتوانند هيجانهايي مثل خشم را در خود کنترل کنند.
عزت نفس اين افراد هم بهتر است و مهارتهاي اجتماعي قويتري دارند.
حتي اثر معنويت در درمان برخي بيماريهاي رفتاري مانند اعتياد هم بررسي شده است. نمونه مهم آن هم گروههاي NA هستند که آيينهاي معنوي به آنها کمک ميکند نه تنها درمان اعتيادشان موفقيتآميزتر باشد، بلکه از لحاظ معنوي هم رشد کنند.
تضرع به درگاه خدا يا افسردگي؟
در بخش دوم، موضوعات کاربرديتري مطرح شد. موضوعاتي از قبيل اين که چگونه دين ميتواند فاکتورهاي مربوط به سلامت را تغيير دهد و ديد جديدي در اين باره بدهد. اولين سخنران اين بخش، دکتر اصفهاني بود که ضمن باز کردن اين بحث، اشاره کرد که بدون توجه به بُعد معنوي انسان، نميتوان جسم، روان و همين طور شخصيت اجتماعي او را شناخت و براي سلامت آن کاري کرد.
او مثال جالبي زد:
"آيا کسي که نيمه شب از خواب بيدار مي شود، گريه و تضرع ميکند و به درگاه خدا مناجات ميکند، افسردگي دارد و بيمار است؟ از ديدگاه اسلام اين فرد در عين سلامت رواني است، اما اگر بدون توجه به بعد معنوي قضيه او را ارزيابي کنيم، قطعاً رأي به افسرده بودن او ميدهيم يا حداقل در مورد او گيج خواهيم شد و نميتوانيم اظهارنظري کنيم."
تاثير مثبت معنويت بر سيستم ايمني بدن
سخنران بعدي، دکتر محمد کامران درخشان از انيستيتو روانپزشکي تهران بود. ايشان خلاصهاي از مهمترين تحقيقات انجامشده در زمينه تاثير معنويت بر سيستم ايمني را براي ارائه در اين نشست، گردآوري کرده بود.
به گفته ايشان، رابطه بسياري از بيماريهاي جسمي با اختلال سيستم ايمني شناخته شده است؛ از بيماريهاي عفوني و انواع سرطانها گرفته تا بيماريهاي پوست و مو و حتي اختلالات غدد مانند ديابت. بنابراين اگر بتوانيم به طريقي نشان دهيم که عاملي روي سيستم ايمني دخالت دارد، ميتوانيم نشان دهيم که بر طيف گستردهاي از بيماريها مؤثر خواهد بود.
دکتر درخشان تاثير معنويت روي سيستم ايمني را به دو روش تقسيم کرد: يکي تاثير مستقيم فعاليتهاي معنوي در روند بيماري و بهبود افراد و ديگري تاثير غيرمستقيم آنها، تاثيري که معنويات ابتدا روي مسائل رواني مانند کاهش استرس و تنش ميگذارند و اين کاهش استرس، ميتواند باعث تعادل در سيستم ايمني آنها شود.
او گفت: در يک تحقيق روي تعدادي از دانشجويان آمريکايي، محققان متوجه شدند با تماشاي فيلم «مادرترزا» (قديسي که زندگياش را وقف خدمت به خدا و مردم کرده بود) ايمونوگلوبينهاي بزاقي (نوعي ماده ي ايمني زا)بيشتري توليد شده بود. در حالي که با تماشاي فيلمي درباره جنگ جهاني دوم، توليد اين ماده ايمنيزا کمتر بود. (توجه داشته باشيد که در اينجا معنويت به معناي دين نيست و همهگونه احساسهاي ماورايي را در بر ميگيرد، حتي احساسهاي هنري و نوعدوستي و مانند اينها را).
تحقيق ديگري در سال 1997 در آمريکا نشان داد افرادي که به طور مرتب در مراسم مذهبي شرکت داشتند، ميزان شاخصهاي التهابي، مانند اينترلوکين 6، در آنها کمتر از بقيه بود و سلولهاي نوتروفيل(نوعي از گلبولهاي سفيد که مسئول دفاع عليه عفونتهاي حاد هستند) بيشتري داشتند.
اين نتايج در بيماران مبتلا به نقص ايمني نيز به همين شکل جالب توجه بود. در يکي از اين بررسيها معلوم شد مباحثه در زمينه مسائل معنوي و مطالعه کتاب و مقاله در اين باره باعث شد ميزان CD4 آنها (شاخصي که نشاندهنده سطح توان ايمني باقيمانده بدن است) بيشتر شود. همچنين سطح افسردگي و علائم اضطراب هم در اين افراد پايينتر آمده بود.
دکتر درخشان ادامه ميدهد: مطالعه ديگري روي بيماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد که نتايج آن هم جالب است. در اين بيماران، افرادي که به طور مرتب در فعاليتها و مراسم مذهبي شرکت ميکردند، چند شاخص نشاندهنده ي افزايش سطح فعاليت سيستم ايمني بدن بهبود پيدا کرده بود. شاخصهايي مانند گلبولهاي سفيد نوع T کمککننده (helper)، مجموع لنفوسيتها و سلولهاي دفاعي موسوم به «کشندههاي طبيعي»، به طور قابلملاحظهاي بالا رفته بود.
تحقيقات ديگر نشان ميدهد متوسط طول عمر افرادي که به شرکت در مراسم مذهبي مقيد بودند، 7 سال بيشتر از ساير افراد بود.
اين تاثيرها، به گفته دکتر درخشان، وابسته به مذهب يا دين خاصي نيست و در همه اقوام و مذاهب مصداق دارد. به عنوان مثال مطالعهاي که روي 10 هزار يهودي، به مدت 23 سال انجام شد، نشان داد افرادي که به امور مذهبي اشتغال داشتند، 20 درصد کمتر از بقيه در اثر بيماريهاي عروق کرونر قلب فوت کردند.
برگرفته از سايت بسيار خوب :http://www.tebyan.net
شخصيت انسان ها را مي توان با معيارهاي گوناگوني به دسته هاي مختلف تقسيم بندي کرد. در اينجا شخصيت انسان ها نخست با نحوه ارتباطشان با ديگران به دو دسته درونگرا و برونگرا تقسيم بندي شده است.
متوجه باشيد که هر دوي اين دو نوع شخصيت کاملا طبيعي و نرمال مي باشد. برونگرايان به سوي جهان عيني متمايل بوده و درونگرايان به سوي جهان ذهني و غير عيني.
شما با آگاهي يافتن از خصوصيات شخصيتي هر دو گروه قادر خواهيد بود با شناسايي آنها رابطه ي بهتري با آنها برقرار سازيد:
1 ) علاقه مند به وقايع پيرامون خود.
2 ) رو راست و معمولا پرحرف.
3 ) عقيده ي خود را با عقايد ديگران مقايسه مي کند.
4 ) اهل عمل و پيشقدمي در کارها.
5 ) به سهولت دوستان جديدي يافته و يا با يک گروه خود را وفق مي دهد.
6 ) افکار خود را بيان مي کند.
7 ) علاقه مند به افراد جديد.
8 ) بزرگترين وحشت وي آن است که نکند پس از يک فاجعه هولناک آخرين بازمانده بشر روي زمين باشد (ترس از قطع ارتباط با دنياي خارج و مردم.) تنهايي براي وي بسيار آزار دهنده مي باشد.
9 ) از تعامل و ارتباط برقرار کردن با ديگران انرژي مي گيرند.
10 ) خوش مشرب بوده اما زياد احساساتي نيستند.
12 ) پس از آنکه حرف خود را زدند به گفته ي خود مي انديشند. علاقه مند به کار گروهي هستند. نقل هر مجلس مي باشند. موسيقي با صداي بلند و فعاليت هاي هيجان انگيز را بيشتر دوست دارند.
13 ) رنگ هاي روشن را بيشتر دوست دارند. بيشتر از اعمال ديگران خشمگين مي گردند تا اعمال خودشان. اطلاعات شخصي خود را به سادگي با ديگران قسمت مي کنند. رويکرد سريع الوصول را بيشتر ترجيح مي دهند. تنها از روي تجارب زندگي خود درس مي گيرند و نه عبرت گرفتن از ديگران.
14 ) 57 الي 60 درصد از جمعيت زمين را تشکيل مي دهند.
البته خصوصيات فوق هيچ ارتباطي با اعتمادبه نفس داشتن فرد برونگرا ندارد، يک برونگرا ممکن است اعتمادبه نفس پاييني داشته باشد.
ويژگي هاي شخصيتي درونگرا
1 ) علاقه مند به احساسات و افکار خودشان. نياز به داشتن قلمرو شخصي. کم حرف، ساکت و متفکر.
2 ) دوستان زيادي ندارد. در ارتباط برقرار کردن با افراد جديد مشکل دارد. علاقه مند به سکوت و تمرکز. از ديد و بازديد هاي غير منتظره و ناگهاني بيزار است.
3 ) کارايي وي در تنهايي بيشتر است. بزرگترين وحشت وي آن است که در يک جمع شلوغ قرار گيرد. ترس از آنکه فرديت خود را از دست بدهد. از فعاليت هاي انفرادي انرژي مي گيرد.
4 ) در بين انبوه مردم بودن آنها را خسته مي کند. معمولا کمرو هستند. درکشان مشکل است. اهل ايده و عقايد نو مي باشند.
5 ) شخصيتي متمايز در خلوت خود و در حضور ديگران دارند. مشتاق و احساساتي مي باشند. معمولا احساساتشان را بيان نمي کنند. در جمع ناآشنا ساکت اما در جمع دوستان خود راحت مي باشند. تمرکزشان قوي است. براي تصميم گيري به زمان نياز دارند. پيش از حرف زدن مي انديشند.
6 ) از در ميان گذاشتن اطلاعات شخصي خود با ديگران ممانعت مي کند. مايل به رويکرد آهسته اما دقيق مي باشد. با مشاهده درس مي آموزد (عبرت از ديگران) و پس از آموختن روش زندگي، زندگي خود را آغاز مي کند.
7 ) 25 الي 40 درصد از جمعيت را تشکيل مي دهند.
اين خصوصيات هيچ ارتباطي با کمرويي درونگرايان ندارد، ممکن است آنها خيلي هم با اعتمادبه نفس باشند. . از قوانين بيزار و خواهان آزادي است.
منبع : روزنامه ابتکار - با تغيير و تلخيص
سلام ؛ از عنوانش تعجب کرديد نه؟!
من ديروز سيکلم را گرفتم ، يعني نمره هام رو گرفتم ( نمرات دانش آموزان ايراني در خارج از کشور ديرتر اعلام مي شوند ) و معدل نمره هاي روي برگه هام (بدون جمع با مستمر ) شد 85/19 ولي اگر بخوام با مستمرام جمع کنم مي شه 92/19 . وقتي نمره هام را ديدم تا حدودي ناراحت شدم چون براي من که از اول ابتدايي تا دوم راهنمايي هميشه معدلم بيست بود حالا اين معدل خوب نيست ولي از طرف ديگر خودم را دلداري دادم که اين جا شرايط درس خوندن سخت تره ، به خصوص با يک داداش کوچولوي ناز که مدام جيغ مي زنه و شيطنت مي کنه !
به هر حال من سيکلم را گرفتم و خيلي خوشحالم اما شايد شما فکر مي کنيد به خاطر اين خوشحالم که ديگه نمي خوام درس بخونم و همين مدرک برام کافيه ! در حالي که اصلا اين طور نيست من مي خوام اگه خدا بخواد تا دکتراش را هم بگيرم و جواب سؤالي که از همه ي ماها در کوچيکيمون مي پرسيدند( دوستداري چي کاره بشي؟) را با عمل بدم ، نه با زبان. البته من پاسخ اين سؤال را با زبان داده ام و پاسخم هميشه از کوچيکي تا حالا اين بوده که مي خوام مهندس کامپيوتر بشم و وقتي اين پاسخ را مي دادم با تعجب سؤال کننده مواجه مي شدم . مي دونيد چرا؟ چون همه مي گفتند ما وقتي اين سؤال را از دختر ها مي پرسيم مي گند دکتر يا معلم اما تو مي گي مهندس کامپيوتر !
و حالا يک قدم به هدفم يعني مهندسي کامپيوتر و مدرک دکترا نزديک شدم اما بايد سه سال ديگه هم درس بخونم تا ديپلم بگيرم بعد هم انشا الله دانشگاه و مدارک بعدي !
راستي شما وقتي کوچيک بوديد به سؤال هميشگی بزرگ تر ها (دوستداری چی کاره بشی؟) چی پاسخ می دادید ؟ وآیا حالا به اون شغل مورد علاقه تون رسیدید یا نه؟! اگر رسیدید من را هم راهنمایی کنید که جوری بهش برسم . ممنون
تا به حال روشهاي ميانبر زيادي براي کاهش وزن پيشنهاد شده است؛ روشهايي که مستقيماً با اراده انسان سر و کار نداشته باشد و او را مجبور به انتخاب گزينه ترک غذا نکند.
نمونهاش انواع و اقسام داروهايي است که اشتها را کم ميکنند، جراحيهايي که با بريدن قسمتهايي از معده، حجم آن را کم ميکنند يا توده چربيهاي داخل بدن را خارج ميکنند.

اين بار هم يکي از اين روشها را، محققان ايتاليايي پيشنهاد دادهاند؛ دارويي که بتواند با اشغال حجم عمدهاي از معده، باعث سرکوب اشتهاي سيريناپذير چاقها شود.
ابداع اين محققان به اين ترتيب است که با استفاده از سلولز، نوعي هيدروژل گرد مانند ساختهاند. وقتي اين گرد خورده ميشود، يک ليوان آب هم رويش، در معده باد ميکند و به فرد احساس پُري معده دست ميدهد؛ احساسي که به مغز اين پيام را مخابره ميکند که «تو سيري و نيازي به غذا نداري!» اين پيام ساختگي، ميتواند تا چند ساعت، بدون غذا، فرد را سرپا نگه دارد.
به گفته اين محققان ايتاليايي، اين قرص «به اندازه يک وعده اسپاگتي کامل» (و اين از ديد يک ايتاليايي يعني خيلي!) شکم را سير ميکند.
اين محققان از مؤسسه تحقيقات ملي پزشکي ايتاليا، داروي جديد را ، که هنوز اسمي برايش انتخاب نشده، روي 20 نفر آزمايش کردهاند و گزارش دادهاند که هيچ مشکلي براي آنها به وجود نيامده است.
به گفته اين محققان، اين دارو بايد نيم تا يک ساعت قبل از صرف غذا خورده شود تا بتواند جلوي پُرخوريهاي بيمورد را بگيرد. بعد از حدود 5 تا 6 ساعت، اين دارو از دستگاه گوارش انسان خارج ميشود.
مکانيسمهاي سيري
چه ميشود که احساس سيري ميکنيم؟ اين سئوالي است که محققان گوناگون، براي لاغر کردن زوري مردم، کلي به آن فکر کردهاند. فيزيولوژي کلاسيک، پاسخهاي مشخصي به اين سؤال دارد: پُر شدن حجم معده، بالا رفتن قند در سيستم گردش خون عمومي و نيز در ناحيه کنترل احساس گرسنگي و سيري، يعني هيپوتالاموس مغز.
با استفاده از هر کدام از اين مکانيسمها، تلاش شده که به نوعي اشتهاي افراد چاق کنترل شود، که البته نتايج در موارد گوناگون متفاوت بوده است.
در راستاي اين تلاشها، محققان به پاسخهاي ديگري هم به اين سئوال رسيدهاند؛ از جمله اين که عوامل گوناگوني، مثل عوامل رفتاري و اجتماعي، ميتواند روي احساس سيري و گرسنگي ما تأثير داشته باشد. از همين جا، اگر يادتان باشد، چند ماه پيش محققان به اين نتيجه رسيدند که پُرخوري هم مکانيسمي تقريباً مشابه اعتياد دارد.
روياي لاغري
محققان ديگر، البته از نتايج اوليه اين آزمايشها استقبال کردهاند، اما تاکيد ميکنند که هنوز براي خوشحال شدن جامعه جهاني چاقها، با خوردن يک دارو و بعد لاغري، خيلي زود است.
پروفسور هاتون، از دانشگاه شفيلد در اين باره ميگويد:«علي رغم نتايج اميدوارکننده اين آزمايش به خصوص، بايد گفت ايده دارويي که بتواند حجم معده را به طور کاذب پُر کند و مانع پُرخوري شود، ايده جديدي نيست. به لحاظ تئوري، اين روش حتي اگر هيچ عارضهاي نداشته باشد، ميتواند اشتها را در کوتاه مدت سرکوب کند، اما معلوم نيست در عمل هم بتواند مانع ورود آن همه کالري به بدن فرد شود.»
به عنوان مثال ميتوان حدس زد که مغز، با استفاده از روشهاي تطابقي، با اين حجم جديد معده کنار بيايد و سطح سيري خود را در حد بالاتري تنظيم کند يا اين که ممکن است کمبود اشتهاي فرد در درازمدت بتواند وزن او را کم کند، اما خطرهاي ديگري براي او داشته باشد؛ خطرهايي مثل کمبود مواد معدني يا ويتامينهاي مورد نياز بدن.
دارو لاغر ميکند؟
تا کنون انواع گوناگوني دارو به بازار آمده که ادعاي کاهش وزن و لاغري دارند. اما هنوز داروي صددرصد مؤثري در اين رابطه ابداع نشده است. ممکن است برخي از اين داروها به طور موقت اثر کاهش وزن داشته باشند، اما متأسفانه عوارض آنها خطرناک است.
مثلاً برخي از اين داروها، تنها مسهلها يا ادرارآورهاي قوياي هستند که با اتلاف حجم زيادي از آب بدن، باعث لاغري ميشوند. واضح است که چنين لاغرياي نه تنها کاذب و موقتي، بلکه خطرناک است.
برخي ديگر از اين داروها کافئين دارند که ميتواند باعث سرکوب مرکز مغزي کنترل اشتها شود. اما کافئين ميتواند باعث تپش قلب، بالا رفتن ضربان قلب و همين طور تنگي نفس شود. برخي داروهاي ديگر، هورموني هستند و به خصوص براي خانمها، عوارضي مثل اختلالات قاعدگي، پُرمويي و عصبانيت به همراه دارد.
به گفته اکثر کارشناسان، چاقي را بايد يک بيماري، آن هم از نوع بيماري رفتاري به شمار آورد که با روشهاي صرفاً طبي يا جراحي، نميتوان با آن مقابله کرد.
از اين رو، لازم است براي درمان آن، هم از اين گونه روشها و هم از روشهاي رفتاري و همچنين حمايتهاي اجتماعي و عاطفي، مثل خانواده درماني، گروه درماني و رفتار درماني بهره برد تا بهترين نتيجه حاصل شود و نتيجه هم همانطور که بارها و بارها گفته شده، پيروي از يک رژيم سالم و نيز ورزش و فعاليت بدني به اندازه کافي است و نه صرفاً لاغري.
برگرفته از سايت :http://tebyan.net
سلام ؛يکي اين جا نيست به من بگه يانگوم کيه؟
تا حالا چند نفر از من پرسيدند يانگوم را تو کره نديدي!
درسته من تو کره هستم ، کره شمالي . اما من اصلا يانگوم را نمي شناسم که بخوام بگم ديديمش يا نه.
اين اولين باري هم هست که اسمش به گوشم مي خوره!!!!
براي همين هم تصميم گرفتم از شما راهنمايي بخواهم . هر کس مي دونه يانگوم کيه مختصري ازش برام توضيح بده تا بعد من تصميم بگيرم که ديدمش يا نه .
ممنون

