خاطرات چین - نيلوفرآبي سلام ؛ من امروز مي خوام سفرنامه اي از سفرم به چين را دراختيار شما قرار بدهم.
رفتن به هتل homeiine (همين)
من در روز دوم تير ماه سال هشتادوشش ساعت نه صبح به وسيله ي هواپيما فرودگاه کره را به مقصد چين و براي مدت يک هفته ترک گفتم؛ حدود يک ساعت ونيم بعد هواپيما در فروگاه بزرگ چين به زمين نشست و من و خانواده ام به وسيله ي تونلي که هواپيما را به فرودگاه متصل مي کرد به داخل فرودگاه چين رفتيم و بعد از دادن فرم هاي مخصوصي که توسط پدرم در هواپيما پر شده بود ( که حاوي مشخصات اعضاي خانواده و همچنين مشخصات پرواز بود) به ماموران دريافت اين فرم ها براي تحويل بار هاي مان به قسمت مخصوص تحويل بار رفتيم وبعد از کلي معطلي بارهايمان را دريافت کرديم و بعد به سوي هتلي حرکت کرديم که قبلا در آن جا اتاق رزرو کرده بوديم يعني هتل homeiine . ( در اين جا يک عکس از داداش کوچولوم نيما که در اين هتل گرفته شده بود را قرار مي دهم. )
آکواريم
عصر روز بعد يعني سه تير هشتاد وشش ما تصميم گرفتيم به ديدن آکواريوم که تعريفش را خيلي شنيده بوديم برويم و همين کار را هم کرديم . ما پس از خارج شدن از هتل و گرفتن يک تاکسي به طرف آکواريوم حرکت کرديم .(راستي يک چيز جالب، در پکن بعضي از تاکسي ها داراي حفاظي به دور راننده بودند به طوري که تمام اين حفاظ شيشه اي بود و فقط قسمتي از آن داراي ميله هاي آهني بود آن هم براي دادن کرايه )بعد از دقايقي نه چندان زياد ما به آکواريوم رسيديم و بليت مربوطه را تهيه کرديم و داخل آکواريوم شديم ، همان طور که همگي مي دانيد آکواريوم جايي است که جانوران دريايي و از جمله انواع ماهي ها در آن جا زياد است و ماهم براي ديدن همين جانوران به آن جا رفته بوديم ؛ در آن جا انواع ماهي هاي رنگارنگ و زيبا ، کوسه هاي بزرگ ، اسب دريايي هاي کوچک( که عکسش را هم قرار داده ام )، سفره ماهي و ... وجود داشت و من هم تا جايي که مي توانستم از آن ها عکس برداري کردم تا فرصت به دست آمده را از دست ندهم و پدرم هم مشغول فيلم برداري بود و نيما کوچولو هم مشغول جيغ زدن! و مادرم هم مشغول ساکت کردن نيما کوچولو.به هر حال نيما کوچولو بعد از يک خورده گريه کردن ساکت شد و اون هم به تماشاي ماهي ها پرداخت .اون روز خيلي خوش گذشت ( البته جاي شما خالي) و من با ديدن ماهي ها واقعا به عظمت اين خالق بزرگ پي بردم . راستي اونجا قسمتي هم داشت که وقتي داخلش مي شديم ماهي ها از بالاي سر ما حرکت مي کردند و اطرافمان کاملا ماهي بود. آکواريوم خيلي خيلي جالب بود و به شما پيشنهاد مي کنم اگر يک وقتي به پکن رفتيد به آکواريوم حتما سر بزنيد.( اين هم عکس هايي از آکواريوم که يکيش داداش منه ، اولي هم چند اسب آبي هستند آخري هم يک سفره ماهي است)
ديوار چين
فرداي اون روز ما ترجيح داديم به خريد برويم ولي روز بعدش يعني پنج تير سال هشتاد و شش ما ساعت حدود دو و نيم بعد از ظهر به طرف ديوار بزرگ چين که همگي به خوبي مي شناسيدش و از جاذبه هاي گردشگري چين هست رفتيم و حدود يک ساعت و نيم بعد به ديوار بزرگ رسيديم و وقتي در تاکسي نشسته بوديم مي توانستيم ديوار را از دور ببينيم . من که باورم نمي شد که در حال ديدن ديوار معروف چين از نزديک هستم ؛ خلاصه بعداز پياده شدن از تاکسي رفتيم سوار تلکابين شديم تا به بالاي ديوار برويم و بعد از حدود پنج دقيقه به بالاي ديوار بزرگ رسيديم .من که خيلي خوشحال بودم و با اين که گرمي هوا اذيتمان مي کرد اما خيلي خوشحال بوديم که يک بناي تاريخي معروف را ازنزديک مي بينيم من قبلا عکس ديوار چين را در کتاب جغرافياي دوم راهنمايي ام ديده بودم اما در آن زمان که با دوستانم درباره ي بزرگي اين ديوار صحبت مي کرديم حتي فکر اين هم که بخواهم يک روز به ديدن اين ديوار بيايم را نمي کردم خلاصه وقتي پايم را روي ديوار گذاشتم خيلي خوشحال بودم . پس از آن من به همراه خانواده ام روز ديوار قدم زديم و سازندگان اين ديوار را تشويق کرديم ( زيرا شنيده بوديم هنگامي که اين ديوار را مي ساختند خيلي عجله داشتند و اين ديوار را براي دفاع از کشور در مقابل حمله ي مغولان ساخته بودند که طول آن 6000 کيلومتر است و هنگام ساختن اين ديوار عده ي زيادي جان باختند و چون براي ساختن ديوار عجله داشتند جنازه شان را همان جا دفن مي کردند و رويش ديوار را مي ساختند .)خلاصه بعد از يکي دو ساعت تماشا و در حيرت بودن به وسيله ي تلکابين پايين آمديم تا با تاکسي به هتل بازگرديم.( اين هم عکس هايي از ديوار که در دوتاي آن من وجود دارم )
پارک جهاني
فرداي آن روز دوباره ما ترجيح داديم به خريد برويم ولي روز بعد يعني پنج شنبه هفتم تير ماه هشتاد وشش به آخرين مکان ديدني که تصميم داشتيم برويم رفتيم يعني پارک جهاني.
اين مورد شايد کمي براي شما نا آشنا باشد براي همين اول توضيح مختصري درباره ي آن مي دهم .
پارک جهاني پارکي است در پکن ، که آثار باستاني کشور هاي زيادي از جمله ايران در آن قرار دارد ( تخت جمشيد ايران) .
ما بعد از تهيه ي بليت مربوطه وارد پارک جهاني شديم و در همان ابتدا به گروه سياه پوستان برخورد کرديم که در حال اجراي برنامه بودند و مي خواندند و مي رقصيدند ( البته به روش سياه پوستي ) بعد از آن در پارک قدم زديم و آثار باستاني کشور هاي مختلف را ديديم از جمله برج ايفل در فرانسه ، برج پيزا در ايتاليا ، تخت جمشيد ايران عزيزمون ، ديوار چين ، هرم هاي مصر و ...
ما پس از ديدن اين ها و ديگر چيزها به هتل بازگشتيم و فردا ي آن روز دوباره به خريد رفتيم و آماده شديم تا شنبه ساعت 11 به کره برگرديم و تا سال آينده در آن جا بمانيم و بعد دوباره به چين بياييم ولي براي آخرين بار .
وبعد از آن به ميهن عزيزمان ايران ، استان عزيزمان اصفهان ، شهرستان عزيزمان زرين شهر و شهر زيبا سرسبز و هميشه دوست داشتني و عزيزمان سده لنجان برگرديم .
(اين هم عکس هايي از پارک جهاني)
توضيح: ساعت هاي ذکر شده به وقت پکن هستند.
نام: | |
ايميل: | |